auffangen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌfaŋən/
Wortzerlegung: auf·fan·gen
فعل

گرفتن (شئ در حال سقوط)، جمع‌آوری کردن (مایعات)، مهار کردن (خسارت/بحران)، حمایت کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (+ in + Dativ)

چیزی در حال سقوط یا پرتاب شدن را با دست گرفتن، یا مایعات جاری را در ظرفی جمع کردن

  • Sie hat die herabfallende Vase im letzten Moment aufgefangen.او گلدان در حال سقوط را در آخرین لحظه گرفت.
  • Wir müssen das Regenwasser in einer großen Tonne auffangen.ما باید آب باران را در بشکه‌ای بزرگ جمع‌آوری کنیم.
2 Akkusativ

از کسی در شرایط سخت روحی، مالی یا اجتماعی حمایت کردن و مانع افتادن او شدن؛ اثرات منفی یا بحران را مهار و جبران کردن

  • Das soziale Auffangnetz muss Menschen in Notlagen auffangen.شبکه حمایتی اجتماعی باید افراد را در شرایط اضطراری پوشش دهد (حمایت کند).
  • Das Unternehmen konnte den finanziellen Verlust durch Einsparungen auffangen.شرکت توانست زیان مالی را با صرفه‌جویی مهار کند.