auffliegen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌfliːɡn̩/
Wortzerlegung: auf·flie·gen
فعل

لو رفتن، برملا شدن، ناگهان باز شدن

Bedeutungen

1 intransitiv

فاش شدن، لو رفتن و برملا شدن راز، جرم یا توطئه

  • Der Betrug flog nach jahrelanger Ermittlung endlich auf.کلاهبرداری پس از سال‌ها تحقیق بالاخره لو رفت.
  • Ihre Lügen sind aufgeflogen.دروغ‌های او برملا شد.
2 intransitiv

ناگهان باز شدن (در یا پنجره بر اثر باد) یا به یکباره به پرواز درآمدن پرندگان

  • Die Tür flog im Sturm plötzlich auf.در در طوفان ناگهان باز شد.
  • Die Vögel flogen bei unserer Annäherung auf.پرنده‌ها با نزدیک شدن ما یکباره به پرواز درآمدند.