auffliegen
لو رفتن، برملا شدن، ناگهان باز شدن
Bedeutungen
1
intransitiv
فاش شدن، لو رفتن و برملا شدن راز، جرم یا توطئه
- Der Betrug flog nach jahrelanger Ermittlung endlich auf.کلاهبرداری پس از سالها تحقیق بالاخره لو رفت.
- Ihre Lügen sind aufgeflogen.دروغهای او برملا شد.
2
intransitiv
ناگهان باز شدن (در یا پنجره بر اثر باد) یا به یکباره به پرواز درآمدن پرندگان
- Die Tür flog im Sturm plötzlich auf.در در طوفان ناگهان باز شد.
- Die Vögel flogen bei unserer Annäherung auf.پرندهها با نزدیک شدن ما یکباره به پرواز درآمدند.