auffordern
دعوت کردن، فراخواندن، درخواست کردن
Beispiele
- Die syrische Armee ''fordert'' Rebellen und Bewohner ''auf'', die Stadt zu verlassen.ارتش سوریه شورشیان و ساکنان را به ترک شهر فرا میخواند.
Bedeutungen
1
Akkusativ + zu + Infinitiv
از کسی درخواست کردن یا او را تشویق کردن به انجام کاری
- Ich fordere Sie auf, die Wahrheit zu sagen.از شما میخواهم که حقیقت را بگویید.
- Die Lehrerin forderte die Schüler auf, ihre Hausaufgaben zu machen.معلم از دانشآموزان خواست که تکالیفشان را انجام دهند.
2
Akkusativ
دعوت کردن (به رقص، مبارزه یا رقابت)
- Er forderte sie zum Tanz auf.او از او برای رقص دعوت کرد.
- Der Boxer forderte seinen Gegner zu einem Rückkampf auf.بوکسور حریفش را به یک مسابقه برگشت دعوت کرد.
3
Akkusativ
به چالش کشیدن، مطالبه کردن
- Die Opposition forderte die Regierung zum Rücktritt auf.اپوزیسیون از دولت خواست استعفا دهد.
- Diese Aufgabe fordert uns alle auf, unser Bestes zu geben.این وظیفه از همه ما میخواهد که بهترین خود را ارائه دهیم.