Konjugierte Form
جنگلکاری کردیم
معانی و تعاریف aufforsteten:
- شکل گذشته ساده فعل 'aufforsten' به معنای کاشت مجدد درختان در مناطقی که قبلاً جنگل بودهاند؛ احیای جنگل.
جملات نمونه برای aufforsteten:
Die Naturschutzorganisationen aufforsteten die durch Waldbrände zerstörten Gebiete mit einheimischen Baumarten.
سازمانهای حفاظت از محیط زیست، مناطق تخریب شده توسط آتشسوزی جنگلها را با گونههای درختی بومی احیا کردند.
Nach dem Bergbau aufforsteten sie die ehemaligen Abbaugebiete, um die natürliche Vegetation wiederherzustellen.
پس از معدنکاری، آنها مناطق استخراج سابق را برای بازگرداندن پوشش گیاهی طبیعی، جنگلکاری مجدد کردند.