aufgaberln

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌɡaːbɐln/
Wortzerlegung: auf·ga·berln
فعل

توپ را با پا از زمین برداشتن (در فوتبال)

Beispiele

  • Im einstigen Hafenviertel Ribeira wäre Hans Krankl auf der Straße kickenden Kindern begegnet, Hans Krankl hätte sich den Ball ''aufgegaberlt'' und zurückgekickt.در منطقه بندری سابق ریبایرا، هانس کرانکل با بچه‌هایی که در خیابان فوتبال بازی می‌کردند روبرو می‌شد، هانس کرانکل توپ را با پا برمی‌داشت و به عقب شوت می‌کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ (den Ball)

در گویش اتریشی و باواریایی: توپ را با پا به هوا انداختن و کنترل کردن، روپایی زدن.

  • Der kleine Junge gaberlte den Ball gekonnt auf.پسر کوچک با مهارت توپ را روپایی زد.
  • Kannst du den Fußball auch so gut aufgaberln?آیا تو هم می‌توانی توپ فوتبال را اینقدر خوب روپایی بزنی؟