aufbauen
برپا کردن، تأسیس کردن، تقویت کردن، متکی بودن بر
Bedeutungen
1
Akkusativ
برپا کردن و نصب کردن یک سازه، چادر، نمایشگاه یا تجهیزات
- Wir haben das Zelt gemeinsam auf dem Campingplatz aufgebaut.ما چادر را با هم در اردوگاه برپا کردیم.
- Die Arbeiter bauen die Marktstände für das Fest auf.کارگران غرفههای بازار را برای جشن برپا میکنند.
2
Akkusativ
ایجاد کردن، تأسیس کردن و شکل دادن به یک شرکت، شبکه، رابطه یا سیستم
- Sie hat sich ein erfolgreiches Unternehmen aufgebaut.او برای خود یک شرکت موفق تأسیس کرده و توسعه داده است.
- Es dauert Jahre, tiefes Vertrauen aufzubauen.ایجاد اعتماد عمیق سالها طول میکشد.
3
Akkusativ
تقویت کردن و بالا بردن (عضلات، روحیه، اعتماد به نفس)
- Ziel des Trainings ist es, gezielt Muskeln aufzubauen.هدف تمرین، تقویت هدفمند عضلات است.
- Seine aufmunternden Worte haben mich wieder aufgebaut.سخنان دلگرمکننده او دوباره روحیهام را تقویت کرد.
4
auf + Dativ / auf + Akkusativ
مبتنی بودن یا بنا شدن بر پایه تجربیات، شواهد یا اصول قبلی
- Dieser Fortgeschrittenenkurs baut auf den Grundlagen des A1-Kurses auf.این دوره پیشرفته بر پایههای دوره A1 بنا شده است.
- Die Argumentation baut auf wissenschaftlichen Fakten auf.استدلال بر حقایق علمی استوار است.