aufblähen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌblɛːən/
Worttrennung: auf·blä·hen
فعل

باد کردن، متورم کردن، افزایش دادن (حجم)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas aufblähen)

چیزی را با هوا یا گاز پر کردن تا متورم شود؛ باد کردن یا متورم کردن چیزی.

  • Die Kinder blähten die Luftballons auf.بچه‌ها بادکنک‌ها را باد کردند.
  • Der Wind blähte das Segel auf.باد بادبان را پر از هوا کرد و باد داد.
2 sich aufblähen

متورم شدن، باد کردن (معمولاً در مورد بدن یا قسمت‌هایی از آن)؛ به صورت مجازی: خود را بزرگ نشان دادن، مغرور شدن.

  • Sein Bauch hat sich nach dem Essen aufgebläht.شکمش بعد از غذا باد کرده بود.
  • Er bläht sich nach jedem Erfolg auf.او بعد از هر موفقیتی خودش را می‌گیرد (مغرور می‌شود).