aufblähen
باد کردن، متورم کردن، افزایش دادن (حجم)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas aufblähen)
چیزی را با هوا یا گاز پر کردن تا متورم شود؛ باد کردن یا متورم کردن چیزی.
- Die Kinder blähten die Luftballons auf.بچهها بادکنکها را باد کردند.
- Der Wind blähte das Segel auf.باد بادبان را پر از هوا کرد و باد داد.
2
sich aufblähen
متورم شدن، باد کردن (معمولاً در مورد بدن یا قسمتهایی از آن)؛ به صورت مجازی: خود را بزرگ نشان دادن، مغرور شدن.
- Sein Bauch hat sich nach dem Essen aufgebläht.شکمش بعد از غذا باد کرده بود.
- Er bläht sich nach jedem Erfolg auf.او بعد از هر موفقیتی خودش را میگیرد (مغرور میشود).