aufbrauchen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌbraʊ̯xn̩/
Wortzerlegung: auf·brau·chen
فعل

تمام کردن، تا آخر مصرف کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

ذخایر، مواد غذایی یا اشیاء را به طور کامل مصرف کردن به طوری که چیزی باقی نماند

  • Bevor wir neue Lebensmittel kaufen, sollten wir die Vorräte aufbrauchen.قبل از اینکه مواد غذایی جدید بخریم، باید ذخایر موجود را تمام کنیم.
  • Wir haben das gesamte Papier für den Drucker aufgebraucht.ما تمام کاغذهای پرینتر را تا آخر مصرف کردیم.
2 Akkusativ

منابع مالی، صبر یا انرژی باقی‌مانده را کاملاً به پایان رساندن

  • Die lange Krankheit hat all seine Ersparnisse aufgebraucht.بیماری طولانی‌مدت تمام پس‌اندازهای او را به پایان رساند.
  • Seine ständigen Störungen haben meine Geduld vollkommen aufgebraucht.مزاحمت‌های مداوم او صبر مرا کاملاً لبریز کرد (به پایان رساند).