aufgeflogen

Aussprache: /ˈaʊ̯fɡəˌfloːɡn̩/
Wortzerlegung: auf·ge·flo·gen
Partizip II

لو رفته

Bedeutungen

1 بدون مفعول

لو رفتن، فاش شدن (یک راز، یک جرم، یک توطئه)

  • Der Betrug ist endlich aufgeflogen.کلاهبرداری بالاخره لو رفت.
  • Ihre geheime Beziehung ist aufgeflogen.رابطه مخفی آن‌ها فاش شد.
2 بدون مفعول

به هوا بلند شدن، پرواز کردن (پرندگان)

  • Die Vögel sind plötzlich aufgeflogen.پرندگان ناگهان به هوا بلند شدند.
  • Als wir uns näherten, flog eine Schar Enten auf.وقتی نزدیک شدیم، دسته‌ای از اردک‌ها پرواز کردند.