aufglühen
درخشیدن گرفتن، شعلهور شدن، درخشیدن (ناگهانی)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
شروع به درخشش یا شعلهور شدن، معمولاً با حرارت یا احساس شدید.
- Die Kohlen im Grill begannen aufzuglühen.ذغالها در باربیکیو شروع به سرخ شدن (درخشیدن) کردند.
- Vor Freude glühte ihr Gesicht auf.صورتش از شادی درخشیدن گرفت.