aufgehen wie ein Pfannkuchen
پف کردن، بسیار چاق شدن
Bedeutungen
1
به معنای چاق شدن سریع و زیاد، یا پف کردن و متورم شدن. این اصطلاح معمولاً به صورت طنزآمیز یا کمی منفی برای توصیف افزایش وزن به کار میرود.
- Seit er aufgehört hat zu rauchen, geht er auf wie ein Pfannkuchen.از وقتی سیگار را ترک کرده، خیلی چاق شده است.
- Die Hefeteig muss warm stehen, damit er schön aufgeht wie ein Pfannkuchen.خمیر مایه باید در جای گرمی بماند تا خوب پف کند.
- Nach den Feiertagen ging er auf wie ein Pfannkuchen.بعد از تعطیلات، او خیلی چاق شد.