aufgekratzt
هیجانزده، بیقرار، شاد و پرانرژی
Bedeutungen
1
در حالت هیجان زیاد، بیقراری یا انرژی فراوان، اغلب به دلیل شادی یا انتظار.
- Die Kinder waren nach dem Geschenk sehr aufgekratzt.بچهها بعد از دریافت هدیه خیلی هیجانزده بودند.
- Er fühlte sich heute Morgen besonders aufgekratzt und voller Tatendrang.او امروز صبح احساس بیقراری و پرانرژی بودن زیادی داشت.
- Die Nachricht von der Reise machte sie ganz aufgekratzt.خبر سفر او را کاملاً هیجانزده کرد.