aufgeladen
شارژشده (باتری/اعتبار)؛ متشنج، آکنده از هیجان/احساسات؛ بارگیریشده
Beispiele
- Ich werde vom Fahrer eines E-Mobils, das mit erneuerbarer Energie ''aufgeladen'' ist, weniger verlangen.من از راننده خودروی برقی که با انرژی تجدیدپذیر شارژ شده کمتر دریافت خواهم کرد.
- Die Atmosphäre im Raum war nach der Ankündigung extrem ''aufgeladen''.فضای اتاق پس از اعلام نتایج بسیار متشنج و آکنده از هیجان بود.
Bedeutungen
1
attributiv oder prädikativ
(تکنولوژی/فناوری) باتری، دستگاه برقی یا کارت اعتباری پر و شارژشده.
- Das Akku ist voll aufgeladen.باتری کاملاً شارژ شده است.
- Mit einer aufgeladenen Guthabenkarte kann man sofort bezahlen.با یک کارت اعتباری شارژشده میتوان بلافاصله پرداخت کرد.
2
attributiv oder prädikativ (politisch / emotional aufgeladen)
(مجازی) توصیف فضا، بحث یا موقعیتی که آکنده از تنش، احساسات شدید یا هیجان سیاسی/اجتماعی است.
- Die Debatte war emotional stark aufgeladen.مذاکره و بحث به شدت آکنده از احساسات و تنش بود.
- Es herrschte eine aufgeladene Stimmung im Saal.فضایی پر از تنش و اضطراب در سالن حاکم بود.
3
attributiv oder prädikativ
کامیون، کامیونت یا وسیله نقلیهای که بار روی آن قرار داده و بارگیری شده است.
- Der voll aufgeladene Lkw fuhr langsam ab.کامیونِ کاملاً بارگیریشده به آرامی حرکت کرد.