aufgeladen

Aussprache: /ˈaʊ̯fɡəˌlaːdn̩/
Worttrennung: auf·ge·la·den
صفت

شارژشده (باتری/اعتبار)؛ متشنج، آکنده از هیجان/احساسات؛ بارگیری‌شده

Bedeutungen

1

باتری یا دستگاهی که انرژی الکتریکی دریافت کرده و آماده استفاده است.

  • Mein Handy ist fast leer, ich muss es aufladen.تلفن همراهم تقریباً خالی است، باید آن را شارژ کنم.
  • Der Akku des Laptops ist vollständig aufgeladen.باتری لپ‌تاپ کاملاً شارژ شده است.
  • Wir haben noch ein aufgeladenes Powerbank dabei.ما یک پاوربانک شارژ شده همراه خود داریم.
2

فضایی که با تنش، هیجان یا احساسات قوی پر شده است.

  • Die Atmosphäre im Raum war nach der Ankündigung sehr aufgeladen.جو اتاق پس از اعلام خبر بسیار متشنج بود.
  • Das Spiel war bis zum Schluss sehr aufgeladen.بازی تا انتها بسیار هیجان‌انگیز بود.
  • Seine Worte waren mit Emotionen aufgeladen.کلمات او سرشار از احساسات بود.
3

چیزی که بارگیری شده یا حمل می‌شود.

  • Der LKW war mit Waren aufgeladen.کامیون پر از کالا بارگیری شده بود.
  • Das Schiff war mit Containern aufgeladen.کشتی با کانتینرها بارگیری شده بود.
  • Der Zug war mit Baumaterialien aufgeladen.قطار با مصالح ساختمانی بارگیری شده بود.