aufgeladen
شارژشده (باتری/اعتبار)؛ متشنج، آکنده از هیجان/احساسات؛ بارگیریشده
Bedeutungen
1
باتری یا دستگاهی که انرژی الکتریکی دریافت کرده و آماده استفاده است.
- Mein Handy ist fast leer, ich muss es aufladen.تلفن همراهم تقریباً خالی است، باید آن را شارژ کنم.
- Der Akku des Laptops ist vollständig aufgeladen.باتری لپتاپ کاملاً شارژ شده است.
- Wir haben noch ein aufgeladenes Powerbank dabei.ما یک پاوربانک شارژ شده همراه خود داریم.
2
فضایی که با تنش، هیجان یا احساسات قوی پر شده است.
- Die Atmosphäre im Raum war nach der Ankündigung sehr aufgeladen.جو اتاق پس از اعلام خبر بسیار متشنج بود.
- Das Spiel war bis zum Schluss sehr aufgeladen.بازی تا انتها بسیار هیجانانگیز بود.
- Seine Worte waren mit Emotionen aufgeladen.کلمات او سرشار از احساسات بود.
3
چیزی که بارگیری شده یا حمل میشود.
- Der LKW war mit Waren aufgeladen.کامیون پر از کالا بارگیری شده بود.
- Das Schiff war mit Containern aufgeladen.کشتی با کانتینرها بارگیری شده بود.
- Der Zug war mit Baumaterialien aufgeladen.قطار با مصالح ساختمانی بارگیری شده بود.