aufmerken
توجه کردن، گوش به زنگ شدن
Beispiele
- Als er den Namen seines Erzrivalen hörte, ''merkte'' er sofort ''auf.وقتی نام رقیب سرسخت خود را شنید، بلافاصله «گوش به زنگ شد» (توجه کرد).
- Die Türglocke schellte. Otto ''merkte auf,'' blickte dann wieder in die Runde.زنگ در به صدا درآمد. اتو «گوش به زنگ شد»، سپس دوباره به جمع نگاه کرد.
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ
به چیزی یا کسی با دقت توجه کردن، متوجه شدن.
- Er merkte auf, als er seinen Namen hörte.او وقتی نامش را شنید، توجه کرد.
- Man sollte auf die kleinen Details aufmerken.باید به جزئیات کوچک دقت کرد.