aufgemotzt

Aussprache: /ˈaʊfɡəˌmɔtst/
Worttrennung: auf·ge·motzt
صفت

تیونینگ شده، ارتقاء یافته (معمولاً خودرو)؛ بزک شده، آراسته شده (معمولاً شخص)

Bedeutungen

1

بهبود یافته یا تغییر یافته از نظر ظاهری یا فنی، به ویژه در مورد خودروها برای افزایش قدرت یا ظاهر اسپرت.

  • Er fährt einen aufgemotzten Sportwagen mit lautem Auspuff.او یک ماشین اسپرت تیونینگ شده با اگزوز پر سر و صدا می‌راند.
  • Das alte Motorrad wurde komplett restauriert und aufgemotzt.موتورسیکلت قدیمی به طور کامل بازسازی و ارتقاء یافت.
  • Sein aufgemotzter Roller zieht alle Blicke auf sich.اسکوتر تیونینگ شده او همه نگاه‌ها را به خود جلب می‌کند.
2

به طور اغراق‌آمیز یا بیش از حد آراسته شده، بزک کرده (معمولاً در مورد ظاهر افراد، گاهی با بار معنایی منفی یا طنزآمیز).

  • Sie kam zur Party sehr aufgemotzt und mit viel Make-up.او بسیار بزک کرده و با آرایش زیاد به مهمانی آمد.
  • Er mag es nicht, wenn Frauen zu aufgemotzt sind.او دوست ندارد وقتی زنان بیش از حد آرایش می‌کنند.
  • Die Puppe sah ein wenig aufgemotzt aus mit all dem Schmuck.عروسک با تمام زیورآلاتش کمی بزک کرده به نظر می‌رسید.