aufnehmen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌneːmən/
Wortzerlegung: auf·neh·men
فعل

ضبط کردن، جذب کردن، شروع کردن، پذیرفتن، وام گرفتن، واکنش نشان دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ

صدا، تصویر یا داده‌ها را ضبط یا ثبت کردن

  • Wir haben das Konzert auf Video aufgenommen.ما کنسرت را روی ویدیو ضبط کردیم.
  • Die Kamera kann Videos in hoher Qualität aufnehmen.دوربین می‌تواند ویدیوهایی با کیفیت بالا ضبط کند.
2 Akkusativ

مایعات، مواد یا اطلاعات را جذب و دریافت کردن

  • Der Schwamm nimmt das Wasser schnell auf.اسفنج آب را سریع جذب می‌کند.
  • Er kann neue Informationen sehr schnell aufnehmen.او می‌تواند اطلاعات جدید را خیلی سریع جذب کند.
3 Akkusativ

کاری یا رابطه‌ای را از سر گرفتن یا آغاز کردن

  • Wir müssen die Arbeit nach der Pause wieder aufnehmen.ما باید بعد از استراحت دوباره کار را شروع کنیم.
  • Die Polizei hat die Ermittlungen wieder aufgenommen.پلیس تحقیقات را از سر گرفته است.
4 Akkusativ

کسی را پذیرفتن، پناه دادن یا راه دادن

  • Die Familie hat einen Flüchtling bei sich aufgenommen.خانواده یک پناهنده را نزد خود پذیرفتند.
  • Das Hotel kann bis zu 100 Gäste aufnehmen.این هتل می‌تواند تا ۱۰۰ مهمان را بپذیرد.
5 Akkusativ

وام گرفتن یا بدهی متحمل شدن

  • Er musste einen Kredit bei der Bank aufnehmen.او مجبور شد از بانک وام بگیرد.
  • Die Firma hat neue Schulden aufgenommen.شرکت بدهی‌های جدیدی متحمل شده است.
6 Akkusativ

چیزی را از روی زمین برداشتن و بلند کردن

  • Der Hund nimmt den Stock vom Boden auf.سگ چوب را از روی زمین برمی‌دارد.
  • Sie nahm die herabgefallenen Stifte auf.او مدادهای افتاده را برداشت.
7 Akkusativ + gut/schlecht/positiv

به چیزی یا خبری واکنش نشان دادن و آن را تلقی کردن

  • Die Kunden haben das neue Produkt sehr gut aufgenommen.مشتریان از محصول جدید بسیار خوب استقبال کردند.
  • Er hat die Nachricht gelassen aufgenommen.او خبر را با خونسردی تلقی کرد.