aufrühren

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌryːrən/
Wortzerlegung: auf·rüh·ren
فعل

هم زدن (برای بالا آمدن)، برانگیختن (احساسات)

Beispiele

  • Du musst den Samen der Nuss zu feinem Mehl zerstoßen und in etwas Milch und Wasser ''aufrühren''.باید دانه مغز را به آرد نرم بکوبی و در کمی شیر و آب هم بزنی.

Bedeutungen

1 Akkusativ

مخلوط کردن یا هم زدن چیزی به طوری که ذرات ته نشین شده بالا بیایند یا مواد به خوبی ترکیب شوند.

  • Bitte rühre den Kaffee noch einmal auf, der Zucker hat sich unten abgesetzt.لطفاً قهوه را دوباره هم بزن، شکر ته نشین شده است.
  • Man muss die Farbe vor Gebrauch gut aufrühren.باید رنگ را قبل از استفاده خوب هم زد.
2 Akkusativ

تحریک کردن احساسات، عواطف یا ایجاد آشوب و ناآرامی.

  • Seine Rede rührte die Menge zu Tränen auf.سخنرانی او جمعیت را به گریه انداخت.
  • Die Gerüchte haben die ganze Stadt aufgerührt.شایعات تمام شهر را به هم ریخته است.