aufrütteln

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌʁʏtl̩n/
Worttrennung: auf·rüt·teln
فعل

تکان دادن، بیدار کردن، هوشیار کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas aufrütteln)

کسی را از خواب بیدار کردن یا از حالت بی‌حالی، رخوت یا بی‌تفاوتی خارج کردن (به معنای واقعی یا مجازی).

  • Er rüttelte den schlafenden Mann wach.او مرد خوابیده را تکان داد تا بیدار شود.
  • Die Rede des Politikers sollte die Bürger aufrütteln.سخنرانی سیاستمدار باید مردم را هوشیار می‌کرد.