aufschneiden

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌʃnaɪ̯dn̩/
Wortzerlegung: auf·schnei·den
فعل

بریدن، باز کردن (با بریدن)، لاف زدن

Beispiele

  • Schneide'' doch bitte die Tüte mit den Gummibärchen ''auf.لطفاً کیسه پاستیل را باز کن.
  • Unsere Großmutter ''schnitt'' die Torte ''auf.مادربزرگ ما کیک را برید.
  • Dieser Angeber ''schneidet'' mal wieder mächtig ''auf.این لاف‌زن دوباره دارد حسابی لاف می‌زند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با چاقو یا ابزار تیز بریدن یا باز کردن

  • Er hat das Brot in dicke Scheiben aufgeschnitten.او نان را به ورقه‌های ضخیم برید.
  • Die Ärztin musste den Verband vorsichtig aufschneiden.پزشک مجبور شد باند را با احتیاط ببرد.
2 (intransitiv)

(مجازی) لاف زدن، خودنمایی کردن، اغراق کردن در مورد دستاوردها یا توانایی‌های خود

  • Er schneidet gerne mit seinen Erfolgen auf.او دوست دارد با موفقیت‌هایش لاف بزند.
  • Hör auf, so aufzuschneiden, das glaubt dir doch keiner!دست از این همه لاف زدن بردار، هیچ کس باورت نمی‌کند!