aufgesessen
نشسته روی
Bedeutungen
1
Akkusativ
در حالت گذشته، به معنای سوار شدن یا نشستن بر روی چیزی، اغلب با تأکید بر موقعیت یا وضعیت خاص.
- Der Reiter saß fest aufgesessen im Sattel, als sein Pferd unerwartet scheute.سوارکار محکم بر زین نشسته بود که اسبش به طور غیرمنتظره رم کرد.
- Nachdem er stundenlang auf dem harten Stuhl aufgesessen hatte, spürte er eine tiefe Erschöpfung.پس از ساعتها نشستن بر روی صندلی سفت، احساس خستگی عمیقی کرد.
2
von + Dativ
به صورت مجازی، تحت تأثیر قرار گرفتن یا دچار شدن به چیزی، به ویژه در مورد ایدهها، باورها یا تأثیرات خارجی.
- Er war von den revolutionären Ideen des Philosophen tief aufgesessen und begann, seine eigenen Ansichten zu hinterfragen.او عمیقاً تحت تأثیر ایدههای انقلابی فیلسوف قرار گرفته بود و شروع به زیر سوال بردن دیدگاههای خود کرد.
- Die junge Generation ist oft von den globalen Trends und dem Konsumverhalten aufgesessen, was zu einer Homogenisierung der Kultur führt.نسل جوان اغلب تحت تأثیر روندهای جهانی و رفتار مصرفکننده قرار میگیرد که منجر به همگونی فرهنگ میشود.