aufspielen
شروع به نواختن کردن، (sich) خودنمایی کردن/قیافه گرفتن
Bedeutungen
1
sich + als + Nominativ / sich + Akkusativ
تکبر ورزیدن، خودنمایی کردن و خود را مهمتر یا داناتر نشان دادن
- Er spielt sich immer als der Chef auf, obwohl er nur ein Praktikant ist.او همیشه قیافه رئیسها را به خود میگیرد، با اینکه فقط یک کارآموز است.
- Spielt dich nicht so auf, nur weil du einmal recht hattest!اینقدر خودنمایی نکن، فقط به خاطر اینکه یک بار حق با تو بود!
2
(ohne Objekt) / Akkusativ
شروع به نواختن موسیقی در جشن یا ارکستر کردن
- Die Musiker spielten zum Tanz auf.نوازندگان شروع به نواختن برای رقص کردند.
- Als die Band aufspielte, kam sofort gute Stimmung auf.وقتی گروه شروع به نواختن کرد، بلافاصله حس و حال خوبی ایجاد شد.