aufspielen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌʃpiːlən/
Wortzerlegung: auf·spie·len
فعل

شروع به نواختن کردن، (sich) خودنمایی کردن/قیافه گرفتن

Bedeutungen

1 sich + als + Nominativ / sich + Akkusativ

تکبر ورزیدن، خودنمایی کردن و خود را مهم‌تر یا داناتر نشان دادن

  • Er spielt sich immer als der Chef auf, obwohl er nur ein Praktikant ist.او همیشه قیافه رئیس‌ها را به خود می‌گیرد، با اینکه فقط یک کارآموز است.
  • Spielt dich nicht so auf, nur weil du einmal recht hattest!این‌قدر خودنمایی نکن، فقط به خاطر اینکه یک بار حق با تو بود!
2 (ohne Objekt) / Akkusativ

شروع به نواختن موسیقی در جشن یا ارکستر کردن

  • Die Musiker spielten zum Tanz auf.نوازندگان شروع به نواختن برای رقص کردند.
  • Als die Band aufspielte, kam sofort gute Stimmung auf.وقتی گروه شروع به نواختن کرد، بلافاصله حس و حال خوبی ایجاد شد.