aufstylen
آراستن، مرتب کردن (به خصوص به شکلی جذاب یا اغراقآمیز)
Beispiele
- Sie hat sich für heute Abend richtig ''aufgestylt.او برای امشب خودش را حسابی آراسته است.
- Ich schaue schnell im Skype vorbei, aber Papa ist leider nicht online. Dafür habe ich mehr Zeit, zu schlafen und mich danach ''aufzustylen.سریع به اسکایپ سر میزنم، اما متاسفانه پدر آنلاین نیست. در عوض وقت بیشتری دارم که بخوابم و بعد خودم را آراسته کنم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(کسی یا چیزی را) آراستن، مدل دادن، شیک کردن، به سبک خاصی درآوردن (معمولاً برای ظاهر یا مو)
- Sie hat sich für die Party aufgestylt.او برای مهمانی خودش را آراسته بود.
- Er stylt seine Haare jeden Morgen auf.او هر روز صبح موهایش را مدل میدهد.