aufwiegeln
تحریک کردن، شوراندن، برانگیختن
Beispiele
- Die Widerstandskämpfer ''wiegelten'' das Volk zum Kampf gegen die Herrscher ''auf.مبارزان مقاومت مردم را برای مبارزه با حاکمان تحریک کردند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را تحریک کردن تا علیه چیزی یا کسی شورش کند یا اعتراض کند.
- Der Redner versuchte, die Menge gegen die Regierung aufzuwiegeln.سخنران تلاش کرد جمعیت را علیه دولت تحریک کند.
- Man sollte sich nicht von Gerüchten aufwiegeln lassen.نباید اجازه داد شایعات انسان را تحریک کنند.