aufgrätschen
با پا باز روی وسیله ورزشی پریدن، تکل زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (den Ball)
(در فوتبال) با پا باز کردن و سر خوردن روی زمین برای تکل زدن و گرفتن توپ.
- Der Verteidiger grätschte den Ball gekonnt ab.مدافع ماهرانه توپ را تکل زد.
- Er versuchte, den Stürmer aufzugrätschen, aber er traf nur den Ball.او سعی کرد مهاجم را تکل بزند، اما فقط توپ را گرفت.