aufgraben
حفر کردن، کندن، شخم زدن
Beispiele
- Sie können auch die Erde am Lochboden etwas ''aufgraben,'' lockern und mit Kompost und Pflanzsubstrat aufbereiten.همچنین میتوانید خاک کف سوراخ را کمی «حفر کنید»، آن را شل کنید و با کمپوست و بستر گیاه آماده کنید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را که زیر خاک است، حفر کرده و بیرون آوردن
- Der Hund hat einen Knochen im Garten aufgegraben.سگ استخوانی را در باغ از خاک بیرون آورد.
- Archäologen graben alte Ruinen auf.باستانشناسان خرابههای باستانی را حفاری میکنند.
2
Akkusativ
سطح زمین یا خیابان را برای تعمیرات یا اهداف دیگر حفر کردن
- Die Bauarbeiter mussten die Straße aufgraben, um die Rohre zu reparieren.کارگران ساختمانی مجبور شدند خیابان را حفر کنند تا لولهها را تعمیر کنند.
- Sie haben das Grab aufgegraben, um die Überreste umzubetten.آنها قبر را حفر کردند تا بقایا را جابجا کنند.
3
Akkusativ
اطلاعات، حقایق یا داستانهای قدیمی را کشف و آشکار کردن (معنای مجازی)
- Der Journalist wollte die Wahrheit aufgraben.روزنامهنگار میخواست حقیقت را کشف کند.
- Sie haben alte Familiengeheimnisse aufgegraben.آنها رازهای قدیمی خانوادگی را آشکار کردند.