aufgrunzen

Aussprache: /ˈaʊ̯fɡʁʊntsən/
Wortzerlegung: auf·grun·zen
فعل

ناگهان خرناسه کشیدن

Bedeutungen

1 ohne Objekt

صدای غرغر یا خُرناس (مانند خوک) تولید کردن، معمولاً به صورت ناگهانی یا در پاسخ به چیزی.

  • Das Wildschwein grunzte im Gebüsch auf.گراز وحشی در بوته‌ها غرغر کرد.
  • Er grunzte nur auf, als er gefragt wurde.او فقط غرغر کرد وقتی از او سوال شد.