aufhältig
اقامتدار، ساکن (موقت)
Bedeutungen
1
کسی که در مکانی برای مدتی اقامت دارد یا ساکن است (اغلب به صورت موقت یا در حال گذراندن دوره).
- Der Verdächtige war in der Stadt aufhältig.مظنون در شهر اقامت داشت.
- Er war für einige Wochen in Deutschland aufhältig.او برای چند هفته در آلمان ساکن بود.
- Die Polizei sucht nach einer Person, die sich dort aufhältig war.پلیس به دنبال فردی است که در آنجا اقامت داشته است.