aufhältig

Aussprache: /ˈaʊ̯fhɛltɪç/
Worttrennung: auf·häl·tig
صفت

اقامت‌دار، ساکن (موقت)

Bedeutungen

1

کسی که در مکانی برای مدتی اقامت دارد یا ساکن است (اغلب به صورت موقت یا در حال گذراندن دوره).

  • Der Verdächtige war in der Stadt aufhältig.مظنون در شهر اقامت داشت.
  • Er war für einige Wochen in Deutschland aufhältig.او برای چند هفته در آلمان ساکن بود.
  • Die Polizei sucht nach einer Person, die sich dort aufhältig war.پلیس به دنبال فردی است که در آنجا اقامت داشته است.