aufhältlich
مقیم، ساکن
Bedeutungen
1
کسی که به طور موقت یا دائم در مکانی اقامت دارد یا ساکن است. این صفت اغلب در متون حقوقی یا اداری برای توصیف وضعیت اقامت افراد به کار میرود.
- Der aufhältliche Ausländer musste seine Papiere vorzeigen.اتباع مقیم مجبور بودند مدارک خود را نشان دهند.
- Die Meldebescheinigung bestätigt den aufhältlichen Status.گواهی ثبت احوال وضعیت اقامت را تأیید میکند.
- Er ist seit vielen Jahren aufhältlich in Deutschland.او سالهاست که در آلمان مقیم است.