aufhübschen
زیبا کردن، آراستن، جلوه دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (Objekt)
زیبا کردن، آراستن، خوشگل کردن (به صورت سطحی یا برای بهبود ظاهر).
- Sie hat ihr Zimmer für die Party aufgehübscht.او اتاقش را برای مهمانی آراسته بود.
- Der Maler hat die Fassade des Hauses etwas aufgehübscht.نقاش نمای خانه را کمی زیباتر کرد.