aufhatten
باز کرده بودیم / باز میکردیم
Bedeutungen
1
Akkusativ
استفاده کردن از چیزی که بر روی سر قرار میگیرد، مانند کلاه، عینک، یا روسری، به خصوص در موقعیتهای رسمی یا خاص.
- Der General hatte während der Zeremonie eine prächtige Uniform mit vielen Orden aufgehabt.ژنرال در طول مراسم، یونیفرم باشکوهی با مدالهای فراوان بر تن داشت.
- Sie hatte den ganzen Tag eine Sonnenbrille aufgehabt, um ihre empfindlichen Augen zu schützen.او تمام روز عینک آفتابی بر چشم داشت تا از چشمان حساسش محافظت کند.
2
Akkusativ
بهطور مجازی، داشتن یک مسئولیت، وظیفه، یا بار سنگین بر دوش، که نیاز به تحمل و مدیریت دارد.
- Der junge Manager hatte von Anfang an eine enorme Verantwortung auf seinem Posten aufgehabt.مدیر جوان از همان ابتدا مسئولیت عظیمی بر عهده داشت.
- Er hatte die Last der Familiengeschichte auf seinen Schultern aufgehabt und musste damit leben.او بار تاریخچه خانوادگی را بر دوش خود داشت و مجبور بود با آن زندگی کند.