aufhussen
تحریک کردن، شوراندن
Beispiele
- Die werden von der Gewerkschaft ''aufgehusst!'' Das ist ja gesteuert!آنها توسط اتحادیه کارگری تحریک میشوند! این کار هدایت شده است!
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا حیوانی را تحریک کردن یا برانگیختن به انجام کاری، معمولاً با هدف ایجاد درگیری یا شورش.
- Der Hirte husste seine Hunde auf, die Schafe zusammenzutreiben.چوپان سگهایش را تحریک کرد تا گوسفندان را جمع کنند.
- Er versuchte, die Menge gegen den Redner aufzuhussen.او تلاش کرد تا جمعیت را علیه سخنران تحریک کند.