Konjugierte Form
میپوشاندند (با روکش)
معانی و تعاریف aufhussten:
- وارد شدن به مکانی به صورت بسیار سریع، بیصدا و غالباً غیرمنتظره، به طوری که حضور فرد به سختی حس شود.
جملات نمونه برای aufhussten:
Der Dieb husste unbemerkt in das Haus und verschwand wieder, bevor jemand ihn bemerkte.
سارق بیسروصدا وارد خانه شد و قبل از اینکه کسی متوجه او شود، دوباره ناپدید شد.
Sie husste mit einem Stapel Bücher in die Bibliothek, um sich ungestört auf ihre Prüfung vorzubereiten.
او با دستهای کتاب به سرعت وارد کتابخانه شد تا بدون مزاحمت برای امتحانش آماده شود.