aufklappen
باز کردن (چیزی که لولا دارد)، تا کردن و باز کردن
Beispiele
- Also rasch die Trompeten, Posaunen, Tuben und Hörner auspacken, Notenständer ''aufklappen.پس سریعاً شیپورها، ترومبونها، توباها و هورنها را از جعبه بیرون بیاورید، پایههای نت را باز کنید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را که تا شده یا بسته است، باز کردن (مثلاً یک لپتاپ، یک کتاب، یک میز تاشو)
- Er klappte seinen Laptop auf und begann zu arbeiten.او لپتاپش را باز کرد و شروع به کار کرد.
- Kannst du bitte den Klapptisch aufklappen?میتوانی لطفاً میز تاشو را باز کنی؟
2
Intransitiv
(خودش) باز شدن (چیزی که تا شده یا بسته است)
- Das Buch klappte von selbst auf.کتاب خودش باز شد.
- Die Flügel des Insekts klappten langsam auf.بالهای حشره به آرامی باز شدند.