aufklappen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌklapn̩/
Wortzerlegung: auf·klap·pen
فعل

باز کردن (چیزی که لولا دارد)، تا کردن و باز کردن

Beispiele

  • Also rasch die Trompeten, Posaunen, Tuben und Hörner auspacken, Notenständer ''aufklappen.پس سریعاً شیپورها، ترومبون‌ها، توباها و هورن‌ها را از جعبه بیرون بیاورید، پایه‌های نت را باز کنید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را که تا شده یا بسته است، باز کردن (مثلاً یک لپ‌تاپ، یک کتاب، یک میز تاشو)

  • Er klappte seinen Laptop auf und begann zu arbeiten.او لپ‌تاپش را باز کرد و شروع به کار کرد.
  • Kannst du bitte den Klapptisch aufklappen?می‌توانی لطفاً میز تاشو را باز کنی؟
2 Intransitiv

(خودش) باز شدن (چیزی که تا شده یا بسته است)

  • Das Buch klappte von selbst auf.کتاب خودش باز شد.
  • Die Flügel des Insekts klappten langsam auf.بال‌های حشره به آرامی باز شدند.