auflösbar
قابل حل (در مایع/شیمی)؛ قابل فسخ/انحلالپذیر (قرارداد/شرکت)؛ قابل رفع/حلشدنی (تناقض/مشکل)
Bedeutungen
1
در شیمی و فیزیک: قابلیت حل شدن در یک حلال یا مایع.
- Salz ist in Wasser gut auflösbar.نمک به خوبی در آب قابل حل است.
- Diese Substanz ist in Alkohol nicht auflösbar.این ماده در الکل قابل حل نیست.
- Die auflösbare Tablette löst sich schnell im Wasser auf.قرص قابل حل به سرعت در آب حل میشود.
2
در حقوق و تجارت: قابلیت فسخ، انحلال یا پایان دادن به یک قرارداد، شرکت یا تعهد.
- Der Vertrag ist unter bestimmten Bedingungen auflösbar.قرارداد تحت شرایط خاصی قابل فسخ است.
- Die Gesellschaft ist auflösbar, wenn die Gesellschafter zustimmen.شرکت در صورت موافقت شرکا قابل انحلال است.
- Diese Klausel macht die Vereinbarung auflösbar.این بند توافق را قابل فسخ میکند.
3
به طور کلی: قابلیت حل شدن، رفع شدن یا از بین رفتن یک مشکل، تناقض یا وضعیت.
- Das Problem ist mit vereinten Kräften auflösbar.این مشکل با تلاش مشترک قابل حل است.
- Ein solcher Konflikt ist nicht einfach auflösbar.چنین درگیریای به راحتی قابل حل نیست.
- Die mathematische Gleichung war komplex, aber auflösbar.معادله ریاضی پیچیده بود، اما قابل حل بود.