aufladen
بارگیری کردن؛ شارژ کردن؛ بار مسئولیت بر دوش کسی گذاشتن
Beispiele
- Er ''lud'' alles auf seinen Wagen ''auf'' und zog los.او همهچیز را روی گاری خود بارگیری کرد و به راه افتاد.
- Lass dir doch nicht die ganze Korrekturarbeit ''aufladen''!نگذار کل کار اصلاح و بازبینی را روی دوش تو بگذارند!
- Batterien, die jeder nach Gebrauch ''aufladen'' kann, werden auch als Akkus bezeichnet.باتریهایی که هرکسی میتواند پس از استفاده شارژ کند، باتریهای قابل شارژ نیز نامیده میشوند.
- Die Stimmung war emotional ''aufgeladen''.فضا از نظر احساسی متشنج و باردار بود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
شارژ کردن (باتری، تلفن همراه)
- Ich muss mein Handy aufladen.من باید گوشیام را شارژ کنم.
- Hast du die Batterien schon aufgeladen?آیا باتریها را شارژ کردهای؟
2
Akkusativ
بارگیری کردن، بار زدن (کالا، وسیله نقلیه)
- Wir müssen die Kisten auf den LKW aufladen.ما باید جعبهها را روی کامیون بارگیری کنیم.
- Der Hafenarbeiter lädt die Container auf das Schiff auf.کارگر بندر کانتینرها را روی کشتی بار میزند.
3
Akkusativ / sich + Dativ + Akkusativ
تحمیل کردن، بار کردن (مسئولیت، وظیفه)
- Man sollte sich nicht zu viele Aufgaben aufladen.نباید وظایف زیادی را به خود تحمیل کرد.
- Die Firma hat ihm eine große Verantwortung aufgeladen.شرکت مسئولیت بزرگی را به او محول کرده است.