auflegen
گوشی تلفن را قطع کردن، منتشر کردن، پخش کردن (دیجی)، روی چیزی گذاشتن
Bedeutungen
1
intransitiv / den Hörer + auflegen
تماس تلفنی را قطع کردن (پایان دادن به مکالمه تلفنی)
- Sie war wütend und hat einfach aufgelegt.او عصبانی بود و بدون حرف گوشی را قطع کرد.
- Bitte leg nicht auf, ich muss dir noch etwas sagen!لطفاً قطع نکن، باید هنوز چیزی به تو بگویم!
2
Akkusativ + auf + Akkusativ
چیزی را روی سطح دیگری قرار دادن (دست، پتو و غیره)
- Er legte seine Hand auf meine Schulter.او دستش را روی شانه من گذاشت.
- Legen Sie ein feuchtes Tuch auf die Stirn.یک پارچه مرطوب روی پیشانی قرار دهید.
3
Akkusativ (Musik/Platten)
موسیقی، صفحه یا موزیک پخش کردن (توسط دیجی)
- Der DJ legt heute Abend Hip-Hop auf.دیجی امشب هیپهاپ پخش میکند.
- Kannst du eine schöne Platte auflegen?میتوانی یک صفحه خوب بگذاری؟
4
Akkusativ
کتاب یا تمبر را مجدداً چاپ و منتشر کردن
- Der Verlag hat das Buch neu aufgelegt.ناشر کتاب را مجدداً منتشر کرده است.
- Die Post legt eine Sondermarke auf.اداره پست یک تمبر ویژه منتشر میکند.