aufmerksam

Aussprache: /ˈaʊ̯fmɛrkzaːm/
Worttrennung: auf·merk·sam
صفت

دقیق، با توجه، حواس‌جمع، مودب، خوش‌برخورد

Bedeutungen

1

کسی که با دقت به چیزی گوش می‌دهد یا توجه می‌کند؛ هوشیار و مراقب.

  • Sie war eine sehr aufmerksame Zuhörerin.او شنونده‌ای بسیار باحوصله بود.
  • Bitte sei aufmerksam, wenn ich dir etwas erkläre.لطفاً وقتی چیزی را برایت توضیح می‌دهم، حواس‌جمع باش.
  • Der Hund war aufmerksam und bellte bei jedem Geräusch.سگ هوشیار بود و با هر صدایی پارس می‌کرد.
2

کسی که به دیگران توجه می‌کند و به نیازهایشان اهمیت می‌دهد؛ مودب و خوش‌برخورد.

  • Der Kellner war sehr aufmerksam und brachte uns schnell neue Getränke.پیشخدمت بسیار خوش‌برخورد بود و به سرعت نوشیدنی‌های جدیدی برایمان آورد.
  • Er machte ihr ein aufmerksames Geschenk zum Geburtstag.او یک هدیه فکر شده برای تولدش خرید.
  • Sei aufmerksam gegenüber älteren Menschen.نسبت به افراد مسن مودب باش.