aufmotzen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌmɔt͡sn̩/
Wortzerlegung: auf·mot·zen
فعل

تیونینگ کردن، پر زرق و برق کردن (عامیانه)

Beispiele

  • Das Auto ist richtig ''aufgemotzt:'' Mega Hifi System, Unterbodenbeleuchtung und Alufelgen.ماشین حسابی تیونینگ شده است: سیستم صوتی قوی، نورپردازی زیر بدنه و رینگ‌های آلومینیومی.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(عام) (ماشین، خانه) تزئین کردن، ارتقا دادن، خوشگل کردن، تیونینگ کردن

  • Er hat sein altes Auto richtig aufgemotzt.او ماشین قدیمی‌اش را حسابی تیونینگ کرده است.
  • Sie wollte ihre Wohnung mit neuen Möbeln aufmotzen.او می‌خواست آپارتمانش را با مبلمان جدید تزئین کند.