aufmotzen
تیونینگ کردن، پر زرق و برق کردن (عامیانه)
Beispiele
- Das Auto ist richtig ''aufgemotzt:'' Mega Hifi System, Unterbodenbeleuchtung und Alufelgen.ماشین حسابی تیونینگ شده است: سیستم صوتی قوی، نورپردازی زیر بدنه و رینگهای آلومینیومی.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(عام) (ماشین، خانه) تزئین کردن، ارتقا دادن، خوشگل کردن، تیونینگ کردن
- Er hat sein altes Auto richtig aufgemotzt.او ماشین قدیمیاش را حسابی تیونینگ کرده است.
- Sie wollte ihre Wohnung mit neuen Möbeln aufmotzen.او میخواست آپارتمانش را با مبلمان جدید تزئین کند.