aufpassen wie ein Haftelmacher

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌpasn̩ viː aɪ̯n ˈhaftl̩ˌmaxɐ/
Worttrennung: auf·pas·sen wie ein Haf·tel·ma·cher
اصطلاح

شش‌دانگ حواس بودن، خیلی مراقب بودن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای نهایت دقت و هوشیاری را به خرج دادن است. این عبارت کنایه از دقت و تمرکز بسیار زیاد یک سازنده یا تعمیرکار گیره در کارش است که باید جزئیات را با دقت فراوان رعایت کند تا محصول نهایی بی‌نقص باشد. این عبارت نسخه دیگری از اصطلاح است.

  • Wenn du mit diesem wertvollen Porzellan umgehst, musst du aufpassen wie ein Haftelmacher.وقتی با این ظروف چینی گران‌بها سروکار داری، باید شش‌دانگ حواست را جمع کنی.
  • Der Uhrmacher hat auf die winzigen Teile aufgepasst wie ein Haftelmacher, damit die Uhr wieder läuft.ساعت‌ساز با دقت یک سازنده گیره، مراقب قطعات ریز بود تا ساعت دوباره کار کند.
  • Bei der Montage des empfindlichen Geräts musste sie aufpassen wie eine Haftelmacherin.هنگام مونتاژ دستگاه حساس، او باید نهایت دقت را به خرج می‌داد.