aufpassen wie ein Luchs

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌpasn̩ viː aɪ̯n ˈlʊks/
Worttrennung: auf·pas·sen wie ein Luchs
اصطلاح

مثل یک وشق (لینکس) مراقب بودن، بسیار هوشیار بودن

Bedeutungen

1

به معنای بسیار مراقب و هوشیار بودن، با دقت زیاد به اطراف توجه کردن، مانند یک حیوان شکاری که به دنبال طعمه یا شکارچی است.

  • Sie passte auf ihre Tasche auf wie ein Luchs, um sie nicht zu verlieren.او مثل یک وشق مراقب کیفش بود تا آن را گم نکند.
  • Der Detektiv passte bei der Observation wie ein Luchs auf, um keine Details zu verpassen.کارآگاه در حین مراقبت، مثل یک وشق هوشیار بود تا هیچ جزئیاتی را از دست ندهد.
  • Wenn Kinder spielen, müssen Eltern auf sie aufpassen wie ein Luchs.وقتی بچه‌ها بازی می‌کنند، والدین باید مثل یک وشق مراقب آن‌ها باشند.