aufpeppen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌpɛpn̩/
Wortzerlegung: auf·pep·pen
فعل

جذاب‌تر کردن، بهتر کردن، نو کردن

Beispiele

  • Hast du eine Idee, wie wir dieses langweilige Sofa etwas ''aufpeppen'' können?آیا ایده‌ای داری که چطور می‌توانیم این مبل خسته‌کننده را کمی 'جذاب‌تر کنیم'؟

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را جالب‌تر، جذاب‌تر یا زنده‌تر کردن؛ روح بخشیدن، مزه‌دار کردن (اغلب برای غذا، لباس، ظاهر یا رویدادها).

  • Sie wollte ihr altes Kleid mit neuen Accessoires aufpeppen.او می‌خواست لباس قدیمی‌اش را با لوازم جانبی جدید جذاب‌تر کند.
  • Ein bisschen Farbe kann den Raum wirklich aufpeppen.کمی رنگ می‌تواند واقعاً به اتاق روح ببخشد.
2 Akkusativ

چیزی را بهبود بخشیدن یا ارتقا دادن، اغلب به صورت سطحی یا ظاهری (محاوره‌ای).

  • Wir müssen die Präsentation noch ein bisschen aufpeppen.ما باید ارائه را کمی بیشتر بهبود ببخشیم.
  • Er hat sein Auto mit neuen Felgen aufgepeppt.او ماشینش را با رینگ‌های جدید ارتقا داده است.