aufpeppen
جذابتر کردن، بهتر کردن، نو کردن
Beispiele
- Hast du eine Idee, wie wir dieses langweilige Sofa etwas ''aufpeppen'' können?آیا ایدهای داری که چطور میتوانیم این مبل خستهکننده را کمی 'جذابتر کنیم'؟
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را جالبتر، جذابتر یا زندهتر کردن؛ روح بخشیدن، مزهدار کردن (اغلب برای غذا، لباس، ظاهر یا رویدادها).
- Sie wollte ihr altes Kleid mit neuen Accessoires aufpeppen.او میخواست لباس قدیمیاش را با لوازم جانبی جدید جذابتر کند.
- Ein bisschen Farbe kann den Raum wirklich aufpeppen.کمی رنگ میتواند واقعاً به اتاق روح ببخشد.
2
Akkusativ
چیزی را بهبود بخشیدن یا ارتقا دادن، اغلب به صورت سطحی یا ظاهری (محاورهای).
- Wir müssen die Präsentation noch ein bisschen aufpeppen.ما باید ارائه را کمی بیشتر بهبود ببخشیم.
- Er hat sein Auto mit neuen Felgen aufgepeppt.او ماشینش را با رینگهای جدید ارتقا داده است.