aufploppen
ناگهان ظاهر شدن، سر برآوردن، پدیدار شدن (اغلب با صدایی کوتاه)
Beispiele
- Außerdem ist es schwer, sich auf Grammatik zu konzentrieren, wenn in der Kurspause Kriegsnachrichten ''aufploppen''.علاوه بر این، تمرکز بر گرامر دشوار است وقتی اخبار جنگ در زمان استراحت کلاس ناگهان ظاهر میشوند.
Bedeutungen
1
بدون مفعول مستقیم
(فیزیکی) با صدای «پاپ» باز شدن یا ظاهر شدن ناگهانی (مانند در بطری، پنجره پاپآپ).
- Der Korken ploppte mit einem lauten Geräusch auf.چوبپنبه با صدای بلندی بیرون پرید.
- Plötzlich ploppte ein Fenster auf dem Bildschirm auf.ناگهان یک پنجره روی صفحه نمایش ظاهر شد.
2
بدون مفعول مستقیم
(مجازی) به طور ناگهانی و غیرمنتظره ظاهر شدن (مانند ایده، مشکل، پیام).
- Immer wieder ploppen neue Probleme auf.دائماً مشکلات جدیدی ظاهر میشوند.
- Eine neue Idee ploppte in ihrem Kopf auf.یک ایده جدید در ذهنش جرقه زد (ظاهر شد).