aufreissen
پاره کردن، باز کردن (با خشونت)، شکافتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با زور پاره کردن یا شکافتن.
- Er riss den Briefumschlag auf.او پاکت نامه را پاره کرد.
- Der Sturm hat das Zelt aufgerissen.طوفان چادر را پاره کرده است.
2
Akkusativ (den Mund, die Augen)
دهان یا چشمها را به طور گسترده باز کردن.
- Vor Schreck riss sie die Augen auf.از ترس چشمانش را گشاد کرد.
- Er riss den Mund auf, um zu schreien.او دهانش را باز کرد تا فریاد بزند.
3
sich
(sich aufreißen) باز شدن، پدیدار شدن (مثلاً یک شکاف، یک زخم).
- Plötzlich riss sich ein Spalt im Boden auf.ناگهان شکافی در زمین باز شد.
- Die alte Wunde riss sich wieder auf.زخم قدیمی دوباره باز شد.