aufriegeln
باز کردن قفل، باز کردن
Beispiele
- Wer ''hat'' das Gartentor ''aufgeriegelt?چه کسی در باغ را باز کرده است؟
Bedeutungen
1
Akkusativ
باز کردن قفل، باز کردن چفت (در، پنجره)
- Er riegelte die Tür auf und trat ein.او قفل در را باز کرد و وارد شد.
- Vergiss nicht, das Fenster aufzuregeln, bevor du lüftest.فراموش نکن قبل از تهویه، چفت پنجره را باز کنی.