aufsägen
اره کردن، شکافتن با اره
Beispiele
- Hätte sie eine Säge gehabt, hätte sie sicher versucht, den Koffer ''aufzusägen''.اگر ارهای داشت، حتماً سعی میکرد چمدان را اره کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با استفاده از اره باز کردن یا به دو نیم کردن.
- Der Schreiner musste das alte Holzbrett aufsägen.نجار مجبور شد تخته چوبی قدیمی را اره کند.
- Um an den Inhalt zu gelangen, mussten sie die Kiste aufsägen.برای دسترسی به محتویات، آنها مجبور شدند جعبه را اره کنند.