aufsässig
سرکش، نافرمان، متمرد
Bedeutungen
1
کسی که تمایل به سرپیچی از دستورات، قوانین یا اقتدار دارد؛ نافرمان و متمرد.
- Der aufsässige Schüler weigerte sich, seine Hausaufgaben zu machen.دانشآموز سرکش از انجام تکالیفش خودداری کرد.
- Die aufsässige Bevölkerung lehnte die neuen Steuern ab.مردم متمرد مالیاتهای جدید را رد کردند.
- Er war bekannt für sein aufsässiges Verhalten gegenüber Vorgesetzten.او به خاطر رفتار نافرمانهاش در مقابل مافوقها شناخته شده بود.