aufsässig

Aussprache: /ˈaʊ̯fsɛsɪç/
Worttrennung: auf·säs·sig
صفت

سرکش، نافرمان، متمرد

Bedeutungen

1

کسی که تمایل به سرپیچی از دستورات، قوانین یا اقتدار دارد؛ نافرمان و متمرد.

  • Der aufsässige Schüler weigerte sich, seine Hausaufgaben zu machen.دانش‌آموز سرکش از انجام تکالیفش خودداری کرد.
  • Die aufsässige Bevölkerung lehnte die neuen Steuern ab.مردم متمرد مالیات‌های جدید را رد کردند.
  • Er war bekannt für sein aufsässiges Verhalten gegenüber Vorgesetzten.او به خاطر رفتار نافرمانه‌اش در مقابل مافوق‌ها شناخته شده بود.