aufschäumen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌʃɔɪ̯mən/
Worttrennung: auf·schäu·men
فعل

کف کردن، کف‌آلود کردن

Bedeutungen

1 Intransitiv (بدون مفعول)

مایعی که کف تولید می‌کند یا کف بالا می‌آورد (مانند آب جوش، صابون).

  • Die Suppe begann im Topf aufzuschäumen.سوپ در قابلمه شروع به کف کردن کرد.
  • Das Wasser schäumte über, als ich zu viel Waschmittel hineingab.وقتی مقدار زیادی مواد شوینده ریختم، آب کف کرد و سرریز شد.
2 Akkusativ (چیزی را کف‌آلود کردن)

چیزی را به گونه‌ای آماده کردن که کف کند (مثلاً شیر برای قهوه).

  • Der Barista schäumt die Milch für den Cappuccino auf.باریستا شیر را برای کاپوچینو کف‌آلود می‌کند.
  • Sie hat den Teig mit einem Schneebesen aufgeschäumt.او خمیر را با همزن دستی کف‌آلود کرد.